شیک پارس

شعر مرثیه و روضه های ناب در وصف حضرت علی اکبر (ع)

اشعار و مرثیه و روضه های ناب در وصف حضرت علی اکبر (ع)

شعر مرثیه و روضه های ناب در وصف حضرت علی اکبر (ع)

  • همراهان گرامی وبسایت شیک پارس  امروز براتون اشعار ناب در رثای حضرت علی اکبر ع قرار دادیم که امیدوارم استفاده کنید-روضه حضرت علی اکبر
  • حضرت علی اكبر (ع) فرزند آقا ابی عبدالله الحسین(ع) است و بنا به روایتی در یازدهم شعبان،(1)سال43 قمری در شهر مدینه منوره دیده به جهان گشود.پدر گرامی اشان امام حسین بن علی بن ابی طالب (ع) و مادر محترمه اش لیلی بنت ابی مرّه بن عروه بن مسعود ثقفی است.او از طایفه خوش نام و شریف بنی هاشم بود . و به بزرگانی چون پیامبر اسلام(ص)، حضرت فاطمه زهرا(س)، امیر مؤمنان علی بن ابی طالب(ع) و امام حسین (ع) نسبت دارد . منبع : آوینی

تمامی شعرها و نوحه ها و مرثیه ها به همراه صاحب اثر می باشد.

 – – – – – – – – – –

پیکرت مانند تسبیحی است که از هم وا شده

 تیغ و تیر و نیزه روی بیت بیتت جا شده

 طعنه و زخم زبان قد تو را خم کرده است

 قد تو حالا شبیه مادرم زهرا شده …

 آن قدر روی تنت شمشیر و نیزه تاخته…

 قد تو رعنای من، رعناتر از طوبی شده

 مادری پهلو شکسته رو به رویت آمده

 کوچه، سیلی، میخ در معنا شده

 واژه های بر زبانم کمتر از حد تواند

 برکهٔ شعرم به شوق نام تو دریا شده

(شعر سیدعلی محمد نقیب)

متن شعر روضه حضرت علی اکبر روضه علی اکبر ترکی , نوحه علی اکبر جواد مقدم

شعر مرثیه و روضه های ناب در وصف حضرت علی اکبر (ع)

شعر ترکی درباره حضرت علی اکبر(ع)

قانون آخدوقجا یوزه زلف مطرّادن اوغول

آپارور تاب، ‌توانا دلِ لیلادن اوغول

قانون آخدوقجا یوزه زلف مطرّادن اوغول

آپارور تاب، ‌توانا دلِ لیلادن اوغول

سن امامت گونونون کوکب رخشنده سی سن

نجه کوکب، او گونون جلوه ی تابنده سی سن

جلوه دن دوشسه گونون علّت پاینده سی سن

باتا سنسیز یری وار مشرق اقصادن اوغول

گوسترور یاره لرون خنجر فولاد اثری

گَتدی اظهاره باشون نقطه ی شقّ القمری

سنی بو حاله سالان ای دل لیلا ثمری

بهره مند اولمیا هرگز ایکی دنیادن اوغول

بیله که اوخلاری سیننده علی سان ویروسن

تیر هجرانه نشان سینمی خوش سان ویروسن

روحیمی جسمیوه باخدوقجا آلورسان ویروسن

ویرمیوب باش بیله اعجاز مسیحادن اوغول

بسلدیم من سنی بو سینه ده چوخ عزّتیله

سینه چاک اولّام اوغول ایمدی غم فرقتیله

باخارام پیکر صد پاره وه مین حسرتیله

آه بو درد دل و حسرت بی جادن اوغول

سن جمال حقه مرآت بو وادی سنه طور

من کلیمون بو تمنّاده گورم جلوه ی نور

دیمز اَرنی رخ مستوریوه سرگرم حضور

پاسخ لَن ایشیدوب اَرنیِ موسادن اوغول

سن بو قربانگه عشقی ایله آباد ایلدون

غم خلیلین نه قدر واردی منا شاد ایلدون

هجریوه سعی و صفادن منی ارشاد ایلدون

ایلدون پیش قدم هاجر و حوّادن اوغول

نه قدر یاره سی وار سینه ده بو گُل بدنون

اوندان آرتوخ یارا وار دلده بو محنت زده نون

بیله گُلگون ایدن آل قانیله وجه حسنون

آشکارا گورونور سرّ سُوِیدادن اوغول

صورتون حُسن خدادادیله سرمایه سی وار

طیّ ایدوب حسن و جمالین نه قدر پایه سی وار

عارضون قرمزی قاندان ایله پیرایه سی وار

گوی سبقت آپارور هر رخ زیبادن اوغول

قانلی زلفونله ووروب مه یوزیوین هاله سینی

قطره ی خون دل ایلوب گُل تر ژاله سینی

دل نشین ایلموسن نای دلیم ناله سینی

یوخسا نالم گذر ایلردی ثریّادن اوغول

ایسترم ناله ی جانسوزیمی دلدار ایشیده

ایستمم شیون و فریادیمی اغیار ایشیده

حیف دور بلبل و گُل صحبتینی خار ایشیده

ناله هرچند برازنده دی ثکلادن اوغول

سن شهید اولدون اوغول تشنه لب دریاده

منده اشکیله گَتورّم یم غم ایجاده

اولی بیر گون بیر اولار بو ایکی یم دنیاده

بو سوسوز دشت اولی سیراب ایکی دریادن اوغول

شاهزاده سنه چوخ نوحه مفصّل یازیلوب

گون کیمی شهرتی وار شرح مطوّل یازیلوب

من یتیمم سوزوم هرچند که مجمل یازیلوب

گوستروب بدر سخن فکرت یلدادن اوغول

(شاعر: . . . )

 متن روضه حضرت علی اکبر – شعر روضه علی اکبر – مدح حضرت علی اکبر , نوحه حضرت علی اکبر

شعر مرثیه و روضه های ناب در وصف حضرت علی اکبر (ع)

ناگهان قلب حرم وا شد و یک مرد جوان

مثل تیری که رها می شود از دست کمان

خسته از ماندن و آماده رفتن شده بود

بعد یک عمر رها از قفس تن شده بود

مست از کام پدر بود و لبش سوخته بود

مست می‌آمد و رخساره برافروخته بود

روح او از همه دل کنده ، به او دل بسته

بر تنش دست یدالله حمایل بسته

بی خود از خود ، به خدا با دل و جان می‌آمد

زیر شمشیر غمش رقص کنان می‌آمد

یاعلی گفت که بر پا بکند محشر را

آمده باز هم از جا بکند خیبر را

آمد ، آمد به تماشا بکشد دیدن را

معنی جمله در پوست نگنجیدن را

بی امان دور خدا مرد جوان می‌چرخید

زیرپایش همه کون و مکان می‌چرخید

بارها از دل شب یک تنه بیرون آمد

رفت از میسره از میمنه بیرون آمد

آن طرف محو تماشای علی حضرت ماه

گفت: لاحول ولاقوه الابالله

مست از کام پدر، زاده لیلا ، مجنون

به تماشای جنونش همه دنیا مجنون

آه در مثنوی‌ام آینه حیرت زده است

بیت در بیت خدا واژه به وجد آمده است

رفتی از خویش، که از خویش به وحدت برسی

پسرم! چند قدم مانده به بعثت برسی

نفس نیزه و شمشیر و سپر بند آمد

به تماشای نبرد تو خداوند آمد

با همان حکم که قرآن خدا جان من است

آیه در آیه رجزهای تو قرآن من است

ناگهان گرد و غبار خطر آرام نشست

دیدمت خرم و خندان قدح باده به دست

آه آیینه در آیینه عجب تصویری

داری از دست خودت جام بلا می‌گیری

زخم‌ها با تو چه کردند؟ جوان‌تر شده‌ای

به خدا بیش تر از پیش پیمبر شده‌ای

پدرت آمده در سینه تلاطم دارد

از لبت خواهش یک جرعه تبسم دارد

غرق خون هستی و برخواسته آه از بابا

آه ، لب واکن و انگور بخواه از بابا*

گوش کن خواهرم از سمت حرم می‌آید

با فغان پسرم وا پسرم می‌آید

باز هم عطر گل یاس به گیسو داری

ولی این بار چرا دست به پهلو داری؟!

کربلا کوچه ندارد همه جایش دشت است

یاس در یاس مگر مادر من برگشته است؟!

مثل آیینه در خاک مکدر شده‌ای

چشم من تار شده؟ یا تو مکرر شده‌ای؟!

من تو را در همه کرب و بلا می‌بینم

هر کجا می‌نگرم جسم تو را می‌بینم

ارباْ اربا شده چون برگ خزان می‌ریزی

کاش می‌شد که تو با معجزه‌ای برخیزی

مانده‌ام خیره به جسمت که چه راهی دارم

باید انگار تو را بین عبا بگذارم

باید انگار تو را بین عبایم ببرم

تا که شش گوشه شود با تو ضریحم پسرم…

(شاعر: حمید رضا برقعی)

متن زیبا در مورد حضرت علی اکبر , متن روضه علی اکبر , اشعار شهادت حضرت علی اکبر

--------1-10

پیر آسمانی

ای ملائکه محو جلوه های ذات تو

بین آسمان پهن است، سفره ی صفات تو

این همه صفات تو، ذات مشترک دارد

از وجود پیغمبر، سفره ات نمک دارد

خضر کربلای من، پیر آسمانی ها

روضه ی پر از نور آخر الزمانی ها

از کجا تو می ریزی، جلوه های طاووسی

که فرشته می افتد، پای تو به پابوسی

هر که یوسفت می دید، می برید دستش را

شوق روی تو می داد، سمت باد هستش را

هر کسی تو را دیده، خوانده قل هو اللهی

بسکه مثل خورشیدی، بسکه این همه ماهی

صبح فیض می گیرد، از رخ مصابیحت

صد بهشت می ریزد، از دل مفاتیحت

ای شبیه آیینه، ای که گرم تکثیری

بر حسین تأویلی، بر حسین تفسیری

عشق در تو می دیده، احتشام پیغمبر

احترام تو مثل احترام پیغمبر

ای حسین دلتنگ لحن گرم و زیبایت

آیه ای تلاوت کن از زبان لیلایت

وقت رفتنت که شد، خیمه ها قیامت شد

وقت داغ پیغمبر بر دل امامت شد

هر که بود مجنون شد، لحظه ای که لیلا رفت

پشت پای تو دیدند اشک های بابا رفت

رفتی و دو سه آیه از خدا رجز خواندی

رفتی و در آن میدان ذوالفقار چرخاندی

هر که بین لشگر بود، نقشه ی فرار کشید

سایه ی خودش را از تیغ تو کنار کشید

اخم را کمی وا کن جلوه کن تبسم را

یک نفس ترحم کن ضجه های مردم را

در شلوغی لشگر ابن ملجمی آمد

مثل  مسجد کوفه ضربه ای به فرقش زد

چشم اسب پر خون شد، رفت در دل لشگر

وای ارباً اربا، مصحف علی اکبر

آه رد زانویی سمت او کشیده شد

تا رود کنار او قامتی خمیده شد

قطعه قطعه هایش را بین یک عبا پیچید

“إحملوا اخاکم” هاش بین کربلا پیچید

(شاعر: رحمان نوازی)

شعر روضه علی اکبر , روضه حضرت علی اکبر میرداماد , متن روضه علی اکبر میرداماد

شعر مرثیه و روضه های ناب در وصف حضرت علی اکبر (ع)

  قتل الله قوماً قتلوك

هر كجا مينگرم جسم تورا ميبينم

صد علي اكبر ِ ديگر به خدا ميبينم

قول دادي كه مرا مثل عصايم باشي

حال بر رويِ زمين چند عصا ميبينم

تا كه گفتي علي ام سنگ به سمتت آمد

مثل مادر رويِ پهلوي تو پا ميبينم

تو نبي بودي و اكنون به رويِ لبِ تو

مانده ام جايِ رَدِ نعل چرا ميبينم!!!

خواهرم آمده از خيمه كه من جان ندهم

عمه ات را تو ببين بين ِ كه ها افتاده

(شاعر:—)

روضه حضرت علی اکبر , نوحه حضرت علی اکبر , مرثیه حضرت علی اکبر (ع)

شبه پيمبر

چشم ِ تو حیثیتِ دریا و جیحون ریخته

بس که جذابیّتِ از این رویِ گلگون ریخته

 

با ظرافت، لحظه يِ خلق ِ تو دستان خدا

هر هنر که داشته از چنته بیرون ریخته

 

احتیاجی نیست بر شمشیر ِ لیلازاده را

چند لشگر دور تا دور ِ تو مجنون ریخته

 

اولین قربانی ِ اهل ِ حرم بودی علی

وعده ابراهیم کرد اما حسین خون ریخته

 

ارباً ارباً آسمان رویِ زمین تصویر شد

تکه‌های آینه بر خاکِ هامون ریخته

 

صورتی که شبه احمد بود، پاشیده ز هم

قامتی که مثل زهرا بود، اکنون ریخته

 

قطعه قطعه، بند بند از هم جدا شد پیکرت

شاعران! بر خاک ها دریایِ مضمون ریخته!

(شاعر:محمد رسولي)

روضه حضرت علی اکبر میرداماد – متن روضه علی اکبر میرداماد – متن شعر روضه حضرت علی اکبر

--------1-5

کوفیان منتظر و در صدد آزارند
نکند داغ تو را روی دلم بگذارند

پسرم خیمه همین جاست مرا گم نکنی
پسرم دور نشو سنگ دلان بسیارند

پسرم دست خودت نیست اگر تنهایی
این جماعت همه از اسم علی بیزارند!

این جماعت همه امروز فقط آمده اند
داغ هفتاد و دو تا گل به دلم بگذارند

سنگ ها… هلهله ها… پیکر تو… یک لشگر…
وای این قوم چرا این همه خنجر دارند؟

آه، پرپر مزن آن قدر دلم می گیرد
عاشقان بر درت از اشک چو باران کارند

عصر امروز جوانان حرم جسمت را…
باید از هر طرف دشت بلا بر دارند

دیدی آخر تو به معراج رسیدی پسرم
باید این بار تو را پیش خودم بسپارند

(شاعر:محسن کاویانی)

دانلود روضه علی اکبر , متن روضه حضرت علی اکبر

شعر مرثیه و روضه های ناب در وصف حضرت علی اکبر (ع)

خواهم که بوسه ات زنم اما نمی شود
جایی برای بوسه که پیدا نمی شود

لب را به هم بزن و نفس زن که هیچ چیز
شیرین تر از شنیدن بابا نمی شود

این پیرمرد بی تو زمین گیر می شود
بی شانه ی تو مانده اگر پا نمی شود

هر عضو را که دیده ام از هم گشوده است
جز چشم تو که بر رخ من وا نمی شود

خشکم زده کنار تو و خنده هایشان
خواهم بلند گردم از این جا نمی شود

ای پاره پاره تن ز دل پاره پاره ام
گفتم بغل کنم بدنت را نمی شود

باید کفن به وسعت یک دشت آورم
در یک کفن که پیکر تو جا نمی شود

حجله گرفته پای تنت مادرم ببین
اشکم حریف گریه ی زهرا نمی شود

(شاعر:حسن لطفی)

روضه علی اکبر ترکی – نوحه علی اکبر جواد مقدم – روضه علی اکبر میثم مطیعی

--------1-11

پیچید دربین عبایش جسم اکبر را
“یا ایها المزّمّل” ی عین پیمبر را

صورت به صورت آیه هایش را تلاوت کرد
از بای بسم الله تا لبخند آخر را

دارد تمنا می کند  از چشم خونینش
یک پلک، یک گوشه و یا یک ناز دیگر را

شان نزول لحظه ی “امن یجیب” این جاست
اینجا که می بوسد لبش، لب های مضطر را

مانده است برگرداند از میدان شهیدش را
یا نه!  بگیرد زیر بازوهای خواهر را

زینب که روی نیزه هفتاد و دو سر دیده است
در کودکی تشییع مفقود الاثر دیده است

(شاعر: زهرا بشری موحد)

دوبیتی حضرت علی اکبر , رجز حضرت علی اکبر , شعر حضرت علی اکبر برقعی

--------1-9

پهلوی تو

 

بخوان به گوش سحرها اذان علی اکبر

بخوان دوباره برایم بخوان علی اکبر

لب ترک ترکت را به هم بزن اما

تکان نخور که نپاشد جهان علی اکبر

دوباره داغ پیمبر تحملش سخت است

نرو جوانی حیدر بمان علی اکبر

به دست غصه نده چشم دخترانم را

تمام دلخوشی کاروان علی اکبر

ببین که تیر فراغت نشسته بر جگرم

ببین قدم زغمت شد کمان علی اکبر

عصای پیری بابا مقابلم نشکن

توان بده به من ناتوان علی اکبر

کنار جسم تو رسم جهان عوض شده است

نشسته پیر کنار جوان علی اکبر

مسیح زندگی ام روی خاک افتاده ست

عجیب نیست شدم نیمه جان علی اکبر

بریده گریه امان مرا کنار تنت

میان هلهله ها الامان علی اکبر

اگر چه پهلوی تو یاد مادرم افتادم

شکسته کوفه سرت را چنان علی…اکبر

(شاعر:حجتی)

روضه حضرت علی اکبر , نوحه حضرت علی اکبر , مرثیه حضرت علی اکبر (ع)

شعر مرثیه و روضه های ناب در وصف حضرت علی اکبر (ع)

يا حضرت علي اكبر(ع)

تپش ِ نبض ِ جهان از ضربان افتاده

به رویِ خاک نه یک تن که جهان افتاده

 

دشت در بُهت فرو رفته و ساکت شده است

چرخ وامانده و از دور ِ زمان افتاده

 

یک طرف جسم که نه، سایه‌ای از جسم علی

در کنارش پدری گریه کُنان افتاده

 

یک طرف پیکر بی‌جان و کمی آنسوتر

سپر و نیزه و شمشیر و کمان افتاده

 

برگ‌ریزانِ قدش طعنه به پاییز زده است

هر طرف پیکرش از بادِ خزان افتاده

 

گوهر سرخ نشسته به لب او خون است

که برون از صدفِ سرخ دهان افتاده

 

زیر پا له نشود شاخه اگر پیر افتاد

چه توان کرد زمانی که جوان افتاده؟!

(شاعر:محمد رسولي)

روضه حضرت علی اکبر , نوحه حضرت علی اکبر , مرثیه حضرت علی اکبر (ع)

شعر مرثیه و روضه های ناب در وصف حضرت علی اکبر (ع)

گیسو به باد می دهی و دلبری علی
پادر رکاب می زنی و محشری علی

ابرو نهان کن از نظر  خیره  حسود
آیینه   دار  صورت  پیغمبری  علی

قامت مگو قیامت زهراست  قامتت
از بس که قد کشیده ای و محشری علی

گرم  طواف  روی  تو  آل  ابوتراب
غرق عبادتی و  خدا  منظری  علی

وصفت همین بس است که درکوی رب عشق
شه  زاده  حرم  علی  اکبری  علی

وجه غیور هر غضبت وقت حمله ها
گاه رجز تو منتسب از  حیدری  علی

بین خطوط روی جبینت پراز خداست
ابن الحسین  لیلی  لیلای  کربلاست

نور خدا ز صورت تو دیده می شود
پیغمبرانه بر  همه  تابیده  می شود

شمشاد قامتی و به شمشیر کوفیان
گلبرگها ز ساقه تو  چیده می شود

مثل بلورشیشه ای سنگ خورده ای
با بوسه ای وجود توپاشیده می شود

مقراض اهل کوفه چه آورده برسرت
هرگوشه ای زدشت تنت دیده می شود

در زیر سم اسب  تنت  مثل  زعفران
برروی سنگها همه سابیده می شود

جسمی که زیرضربه به هم ریخته چسان
هرتکه ای به روی عبا چیده می شود

بر   ناله  های   ممتد بابا  کنار    تو
ازسوی لشگری همه خندیده می شود

قلبی که از تمام  تنت  پاره  تر  شده
با هر صدای قهقه  رنجیده  می شود

دنبال زینب  آمده  سقای  عالمین
فریاد می زنند که وای از دل حسین

(شاعر:قاسم نعمتی)

به خودش آمد و فهمید که چشمش تر بود
دو قدم مانده به بالای سر اکبر بود

تازه فهمید چه روزی به سرش آمده است
یا که بهتر چه به روز پسرش آمده است

پسر دسته گلش را چو گل پرپر دید
هر طرف را که نظر کرد علی اکبر دید

مثل مه پاره ی افتاده به خاک است تنش
در هم آمیخته خون و بدن و پیرهنش

نه توانس بغل گیرد و نه بوسه زند
نه توانست بماند نه از او دل بکند

زخم قلب پدر از جسم پسر بدتر بود
اربا اربا دل بابای علی اکبر بود

دشت مانده است وسواری که زمین گیر شده
تن صدچاک پسر دیده ،پدر پیر شده

ناله اش بین کف و هلهله ها گم شده بود
گریه اش مایه ی خندیدن مردم شده بود

ارتفاع بدنش تا به زمین کم شده بود
همه گفتند رکوع است ز بس خم شده بود

پسری مانده به خاک و پدری می نگرد
مانده حیران که چگونه بدنش را ببرد

چون که این چاک ترین جسم میان شهداست
مدد از کل جوانان بنی هاشم خواست

خوب شد بار دگر بوسه بر آن لب نگذاشت
ور نه می مرد از آن بوسه….که زینب نگذاشت

(شاعر:نوید اسماعیل زاده)

arrow

حکم بوسيدن ضريح امام حسين(ع) از نظر مراجع

فلسفه عاشورا و محرم چه بود و چرا امام حسین قیام کرد

اشعار زیبا و ناب برای ماه محرم و متن های زیبای عاشورایی

شعر عاشورا ویژه مداحی ماه محرم

همچنین دیدن فرمایید

telegram

-------------------------------------