شیک پارس

استاد حسین منزوی و اشعاری زیبا درباره امام حسین و کربلا

حسین-منزوی

حسین منزوی (زادهٔ ۱ مهر ۱۳۲۵ – درگذشتهٔ ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۳) شاعر ایرانی بود. او که بیشتر به‌عنوان شاعری غزل‌سرا شناخته شده‌است، در سرودن شعر نیمایی و شعر سپید هم تبحر داشت.
منزوی در سال ۱۳۸۳ بر اثر آمبولی ریوی در تهران درگذشت و در کنار آرامگاه پدرش در زنجان به خاک سپرده شد.

آثار استاد حسن منزوی

  • با عشق در حوالی فاجعه- مجموعه غزلی سروده شده از سال ۱۳۶۷ تا ۱۳۷۲.
  • این ترک پارسی‌گوی (بررسی شعر شهریار).
  • از شوکران و شکر؛ مجموعه غزلی سروده‌شده از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۶۷.
  • با سیاوش از آتش.
  • از ترمه و تغزل؛ گزیده اشعار، ۱۳۷۶.
  • از کهربا و کافور.
  • با عشق تاب می‌آورم؛ شامل اشعار سپید و آزاد سروده شده از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۷۲.
  • به همین سادگی (مجموعه شعرهای سپید).
  • این کاغذین جامه؛ مجموعه برگزیده اشعار کلاسیک.
  • از خاموشی‌ها و فراموشی‌ها.
  • حنجرهٔ زخمی تغزل؛ دفتری از شعرهای آزاد و غزل‌های سروده شده از ۱۳۴۵ تا ۱۳۴۹.
  • مجموعه اشعار حسین منزوی، انتشارات آفرینش و نگاه، ۱۳۸۸
  • حیدر بابا- ترجمه نیمایی از منظومه «حیدر بابایه سلام» سروده «شهریار».
  • مجموعه شعر «دومان» شامل اشعار ترکی حسین منزوی در دست چاپ

ای دل من سر مزن بر سینه این سان ناشکیبا
لحظه ای دیوانه جان آرام بنشین خواهد آمد

شایان ذکر است که محمدعلی بهمنی دربارهٔ منزوی می‌گوید: «اگر بخواهیم غزل بعد از نیما را بررسی کنیم باید بگوییم که هوشنگ ابتهاج در غزل پلی می‌زند و منوچهر نیستانی از این پل عبور می‌کند و ادامه‌دهندهٔ این راه حسین منزوی است که طیف وسیعی را به دنبال خود می‌کشد.»

در ادامه قصیده‌ای عاشورایی از مرحوم منزوی را برای شما قرار داده ایم:

ای تکنواز نابغه نینوا، حسین
وی تکسوار واقعه کربلا، حسین

ای از ازل نوشت سواد سرشت خویش
با سرنوشت غربت خود آشنا، حسین

هم جان فدای راه وفا کرده، هم جهان،
هم جان و هم جهان به وفایت فدا، حسین

از امن و عافیت؛ به رضایت جدا شدی
چون گشتی از مدینه جدت، جدا حسین

یک کاروان ذبیح، به همراه داشتی
از فطرت خجسته شیر خدا، حسین

یک کاروان اسیر به همراه داشتی
از عترت شکسته دل مصطفا، حسین

جانبازی ات به منزل آخر رسیده بود
در کربلا که خیمه زدی و سرا، حسین

وز آستین لعنت ابلیس رسته بود
دستی که رگ گسیخت ز خون خدا، حسین

شسته است خون پاک تو، چرک جهان همه
تا خود جهان چگونه دهد، خونبها، حسین

در پیش روی سب و ستم، خیزران چه کرد
با آن سر بریده به جور از قفا، حسین

کامروز هم تلاوت قرآن رسد به گوش
زان سر که رست چون گل خون بر جدا، حسین

چاک افق رسید به دامان آسمان
وقتی فلک گرفت به سوگت عزا، حسین

حتا کویر تف زده را ، اشک شسته بود
وقتی جهان گریست، عزای تو را، حسین

سوگ تو کرد زلزله، چندان که خواهرت
زینب فکند ولوله از «وا اخا» حسین

من زین عزا چگونه نگریم که در غمت
برخاست ناله از جگر سنگ ها، حسین

«آزاده باش باری اگر دین نداشتی»
زیباترین سفارش مولای ما، حسین

از بعد قرن های فراوان هنوز هم
ما راست رهشناس ترین رهنما، حسین

 تو کشتی نجات و چراغ هدایتی
دریاب مان در این شب تاریک، یا حسین

منبع: تسنیم

غزل استاد منزوی برای امام حسین (ع)

ای خون اصیلت به شتکها زغدیران

افکنده شرفها به بلندای دلیران

 

جاری شده از کرب و بلا آمده آنگاه

آمیخته با خون سیاووش درایران

  

تو اختر سرخی که به انگیزه ی تکثیر

ترکید در اندیشه خورشید ضمیران

 

ای جوهر سر داری سر های بریده 

وی اصل نمیرندگی نسل نمیران

  

خرگاه تو میسوخت در اندیشه تاریخ

هر بار که آتش زده شد بیشه شیران

 

آنشب چه شبی بود که دیدند کواکب

نظم تو پراکنده و اردوی تو ویران

 

وآن روز که با بیرقی ازیک تن بی سر

تا شام شدی قافله سالاراسیران

 

تا باغ شقایق بشوند و بشکوفند

باید که ز خون تو بنوشند کویران 

تا اندکی از حق سخن را بگذارند 

باید که ز خونت بنگارند دبیران

  

حد تو رثا نیست عزای تو حماسه است 

ای کاسه شان تو از این معرکه گیران

همچنین دیدن فرمایید

telegram
خرید مبل
مجله دکوراسیون

-------------------------------------